یزدفردا؛ در شرایطی که تنش‌های ایران با آمریکا و برخی بازیگران منطقه‌ای بار دیگر به نقطه‌ای حساس رسیده، برخی تحلیلگران از شکل‌گیری مرحله‌ای تازه در معادلات غرب آسیا سخن می‌گویند؛ مرحله‌ای که در آن، ایران نه‌تنها در برابر فشارها عقب‌نشینی نکرده، بلکه توانسته معادله قدرت را به‌تدریج به نفع خود تغییر دهد.

هادی صادقیان: در روزها و ماه‌های اخیر، گزارش‌ها و اظهارنظرهای مختلف در رسانه‌های داخلی و بین‌المللی نشان داده‌اند که رویارویی با ایران، برخلاف تصور اولیه برخی قدرت‌ها، نه‌تنها به نتیجه‌ای سریع منجر نشده، بلکه با افزایش هزینه‌های سیاسی، امنیتی و میدانی همراه بوده است. از نگاه این تحلیل‌ها، ایران توانسته با اتکا به ظرفیت‌های دفاعی، عمق راهبردی و شبکه‌ای از بازیگران همسو در منطقه، بخشی از ابتکار عمل را از دست رقبای خود خارج کند.

در همین چارچوب، ورود یا فعال‌تر شدن بازیگرانی مانند حزب‌الله، انصارالله یمن و نیروهای همسو در جبهه سوریه به عرصه تحولات میدانی، به‌عنوان نشانه‌ای از گسترده‌تر شدن میدان تقابل مورد توجه قرار گرفته است. این تحولات باعث شده برخی ناظران از تغییر تدریجی قواعد بازی و انتقال بحران از یک تقابل دوجانبه به یک درگیری چندلایه و منطقه‌ای سخن بگویند.

بر اساس این نگاه، آمریکا و متحدانش با وجود برخورداری از برتری نظامی کلاسیک، در برابر الگوی جنگ نامتقارن و شبکه‌ای ایران با چالش جدی روبه‌رو شده‌اند. همین مسئله سبب شده که فشار حداکثری، به جای تسلیم‌کردن تهران، در مواردی به بازتعریف تاکتیک‌ها و افزایش آمادگی طرف ایرانی منجر شود.

از سوی دیگر، برخی منابع رسانه‌ای در هفته‌های اخیر به این نکته اشاره کرده‌اند که واشنگتن و تل‌آویو بیش از هر زمان دیگری نگران افزایش هزینه‌های ورود به یک درگیری مستقیم با ایران هستند. در این نگاه، هرگونه اقدام نظامی گسترده می‌تواند به جای یک پیروزی سریع، به بحرانی فرسایشی و غیرقابل‌کنترل بدل شود؛ بحرانی که نه‌فقط برای آمریکا، بلکه برای کل منطقه پیامدهای سنگینی خواهد داشت.

با این حال، تعبیر «امپراتوری ایران» بیشتر از آنکه توصیفی دقیق از وضعیت فعلی باشد، یک استعاره سیاسی برای نشان‌دادن افزایش وزن ژئوپلیتیکی ایران در منطقه است. به بیان دقیق‌تر، آنچه امروز مشاهده می‌شود، نه بازگشت به امپراتوری کلاسیک، بلکه افزایش قدرت اثرگذاری ایران در معادلات امنیتی، سیاسی و منطقه‌ای است.

در همین حال، نقش دیپلماسی، بازدارندگی و مدیریت بحران نیز در این روند تعیین‌کننده بوده است. ایران در سال‌های اخیر تلاش کرده هم‌زمان با حفظ توان دفاعی، از گرفتارشدن در یک جنگ تمام‌عیار جلوگیری کند؛ رویکردی که باعث شده معادله فشار بر تهران، برخلاف انتظار طراحان آن، به بن‌بست برسد یا دست‌کم به نتیجه مطلوب نرسد.

در سوی مقابل، آمریکا نیز با محدودیت‌های داخلی، فشارهای سیاسی و نگرانی از پیامدهای یک جنگ تازه روبه‌روست. همین ملاحظات موجب شده که بسیاری از تهدیدها در سطح کلام باقی بماند و ورود به فاز درگیری مستقیم، همچنان با تردیدهای جدی همراه باشد.

جمع‌بندی تحولات اخیر نشان می‌دهد که منطقه در آستانه یک بازآرایی مهم قرار دارد. اگرچه هنوز نمی‌توان از «ظهور امپراتوری ایران» به‌عنوان یک واقعیت قطعی سخن گفت، اما روشن است که ایران امروز در مقایسه با گذشته، بازیگری اثرگذارتر، پیچیده‌تر و تعیین‌کننده‌تر در معادلات غرب آسیاست؛ بازیگری که به‌نظر می‌رسد فشارها را نه به‌عنوان پایان مسیر، بلکه به‌عنوان بخشی از روند تثبیت جایگاه خود در نظم جدید منطقه‌ای می‌بیند.

  • نویسنده : یزدفردا
  • منبع خبر : خبرگزاری فردا